شنبه, 29 مهر 1396
شناسه خبر:604

آشنایی با طوایف منطقه صومای برادوست ارومیه

  • انداز قلم

به گزارش سایت خبری تحلیلی سرو نیوز :

ایل شکاک

خلاصه:موقعیت و شرایط طبیعی سرزمین ایل شکاک، دهات وبخش‌های این منطقه، ده‌نشین شدن مردم ایل، سلسله مراتب نظام ایلی، طوایف عمده و تیره‌های ایل شکاک، وظایف سرپرستان ایل، معمای خانه‌های مسکونی و مصالح بکاررفته، نحوه معیشت، وسائل و ابزارکار،‌خصوصیات ویژه زن‌ومرد شکاک، پوشاک زنان و مردان،‌خوراک‌های محلی.

یکی از ایل‌های کرد مغرب ایران شکاک است. مردم این ایل از مرزنشینان دو کشور ایران و ترکیه می‌باشند و در شمال غربی شهرستان ارومیه در دو بخش صومای و برادوست و سیلوانا زندگی می کنند. جمعیت ایل شکاک در ازومیه و حومه آن ۸۰۰۱۲ تن است که در بیش از ۱۷۰ آبادی بزرگ و کوچک بسر می‌برند.

برادوست سرزمین است کوهستانی و سردسیر که از سوی باختر به خط مرزی ایران و ترکیه، از شمال به بخش صومای، ار جنوب به «تَرْگَوَر» و از خاور به « بروژ» می‌خورد. این بخش با ۵۲ آبادی در حدود ۱۳۰۸ خانوار از ایل شکاک را در خود جای داده است. مرکز این بخش دهکده «ایشگه‌سو» و آبادی‌های بزرگ و بنامش، «چیره»، «زنکه‌کان» «گنگچین» ، «مستکان» و «نی چلان» می‌باشد. این آبادی‌ها با کوره راه‌های مالرو به یکدیگر و شهر راه می‌یابند.

صومای یکی از بخش‌های پنجگانه شهرستان ارومیه و در شمال باختری ارومیه و شمال برادوست قرار دارد. این بخش از شمال به حومه شهرستان سلماس و از جنوب به بخش سلوانا و از خاور به بخش مرکزی رضائیه و از باختر به مرز کشورهای ایران و ترکیه می‌رسد. این بخش ۱۱۷ آبادی و در حدود ۴۲۳۵۶ خانوار جمعیت دارد. دهکده «هشتیان» مرکز این بخش و «ممکان»، «گنبد» و «زیندشت» از آبادی‌های بزرگ آن می‌باشد.

صومای نیز چون برادوست سرزمینی است کوهستانی و سردسیر مردمش به کشاورزی و گله‌داری می‌پردازند و برای آبیاری مزارعشان از آب رودخانه‌های «سرو»، «هشتیان» و «بردوک» استفاده می‌کنند.

شکاک‌ها در گذشته همه چادرنشین و دامدار بودند و برای یافتن چراگاه و زمین‌های سرسبز می‌کوچیدند و ییلاق و قشلاق می‌کردند. آنگاه که به سرزمین پرآب و علف می‌رسیدند باروبنه را از اسب و قاطر و خرها بر می‌گرفتند و با برافراشتن سیاه چادرهای خود زندگی را آغاز می‌کردند .

با لخت شدن زمین از سبزه باز سیاه چادرها و چیدنی‌های درون آن را جمع می‌کردند و برای یافتن چراگاهی دیگر به راه می‌افتادند. این چنین زندگی هرگز مجالی بیش نمی‌آورد تا شکاک را به خانه‌سازی و کشاورزی علاقه مند کند. ولی امروز اکثر مردم ایل ده‌نشین و کشاورزند و به زمین وخانه همان گونه عشق می‌ورزند که در گذشته به سیاه چادر و گله می‌ورزیدند.

«سازمان ایل»

ایل شکاک دو طایفه بزرگ دارد:

۱ـ کاردار

۲ـ عبدوی

طایفه کاردار هشت تیره زیر از ایل شکاک را در بر میگیرد:

۱ـ پزاقاکاردار ۲ـ کچلی ۳ـ نعمتی ۴ـ مامدی کاردار ۵ـ شَکری ۶ـ ادمانی ۷ـ اوری ۸ـ چرکوی.

مردم تیره پزاقا در برادوست و کچلی در دو بخش برادوست و صومای زندگی می کنند. چرکوی‌ها در چند آبادی پراکنده‌اند و مردم پنج تیره دیگر در چهریق و حومه شهرستان شاهپور به سر می‌برند.

طایفه عبدوی سیزده تیره را در بر می‌گیرد:

۱ـ دْلانَ ۲ـ پزاقا عبدوی ۳ـ دِری ۴ـ هِنار ۵ـ فنک ۶ـ خلوف ۷ـ خدری ۸ـ بوتان       ۹ـ نیسان ۱۰ـ مامدی عبدوی ۱۱ـ مقری ۱۲ـ پاچک ۱۳ـ گورگ.

مردم تیرهای پزاقا و دِری و هِنار در بخش برادوست و خلوف و خدری و بوتان و نیسان در بخش صومای زندگی می‌کنند. مقریها و پاچک در انزل و مردم تیره فنک در صومای و انزل زندگی می‌کنند. تیره مامدی عبدوی هم در چهریق و شپیران و انزل به سر می‌برند.

هر یک از طایفه شکاک یک سرپرست دارد. سرپرستی طایفه عبدوی در گذشته با اسمعیل آقا سمیتقوی معروف بود که در ضمن ریاست ایل را نیز به عهده داشت ولی اکنون فرزند او طاهر خان تنها سرپرست طایفه عبدوی است.

سرپرستی طایفه کاردار نیز تا چند سال پیش با عمرخان شریفی بود پس از مرگ او فرزند ارشدش قادرخان به فرمان شاهنشاه به سرپرستی طایفه برگزیده شد. تیر‌ه‌های هر طایفه نیز سرپرستی بزرگی دارد که همه از سرپرست طایفه پیروی می‌کنند.

سرپرستی در ایل شکاک موروثی است و از پدر به پسر ارشد می رسد اگر پسری پس از مرگ پدر صلاحیت و شایستگی سرپرستی طایفه را نداشته باشد و بزرگان و ریش‌سفیدان یکی از پسران سرپرست در گذشته را (در وصرتی که پسران او متعهد و بالغ باشند) که لیاقت بزرگی و سروری دارد بر می‌گزینند. در غیر این صورت یکی از مردان کاردان و لایق خانواده او را به این مقام انتخاب می‌کنند.

وظایف سرپرستان ایل

رسیدگی به اختلافات و گرفتاری‌های مردم و برطرف کردن نیازمندی آنان از نخستین وظایف سرپرستان طایفه‌ها و تیره‌هاست. برای این مقصود هر یک از سرپرستان و طایفه‌ها و تیره‌ها اتاق بزرگی در خانه‌های خود به نام دیوانخانه ساخته‌اند. سابقاً «دیوانخانه» مخصوص رسیدگی به کارهای ایلی و رفع مشکلات و اختلافات مردم بود و در آن همیشه بر روی دادخواهان باز بود و همه مردم از رعیت و دهقان برای عرض حال و دادخواهی و احقاق حق بدان پناه می‌بردند ولی در این روزگار که مأموران دولت در رفع اختلافات دخالت بیشتری دارند، دیوانخانه به صورت مهمانخانه و اتاق پذیرائی آنها درآمده است. البته باز هم گاهگاهی انجمن‌هائی در دیوانخانه‌ها تشکیل می‌شود و تصمیماتی در آنها گرفته می‌شود.

سرپرستان ایل بیشتر تا اشکالات معنوی زندگی و اختلافات مردم را با کدخدامنشی خود از میان بردارند و آتش نفاق را خود فرونشانند. هرگاه در اختلافی پای مراجع قانونی به میان آید باز اظهار نظر سرپرستان طایفه‌ها و تیره‌ها مفید خواهد افتاد. سرپرستان ایل هر گونه قضاوت و اظهار نظری که درباره موضوع و مسئله‌ای بکنند مردم ایل آنرا به جان پذیره می‌شوند. سرپیچی و نافرمانی از دستور سرپرستان ایل برای مردم برابر با از دست دادن بزرگترین پشتیبان خواهد بود.

ساختمان خانه‌ها

تا چند سال پیش سرپرستان تیره‌ها و طایفه‌های شکاک که مالک تمام زمین دهات بودند، برای حفظ مالکیت مطلق خود و رفع هرگونه تشویش و نگرانی از خود، خانه‌های افراد ایل را با هزینه خود می‌ساختند. مصالحی که در ساختن این خانه‌ها بکار رفته بیشتر سنگ و گل است. البته در میان خانه‌ها پاره‌ای هم از خشت و گل می‌باشند. هر خانه یک اتاق نشیمن (خانی) یک طویله (پاگ) و یک آغل (گو) دارد. خانی اتاق خواب خانواده نیز هست.  تنور نان‌پزی و آشپزخانه هم در این اتاق است. در بام آغل و طویله روزنه‌هایی گذاشته‌اند که آنها را «کُلَکْ» می‌خوانند.خانه‌ها هم یک طبقه‌اند مگر خانه‌های پاره‌ای از سرپرستان و افراد توانگر ایل که دو طبقه می‌باشد و اتاق بزرگی در آن برای پذیرایی از مهمانان ساخته شده «اُد» نامیده می‌شود.

دامپروری

با اینکه در گذشته دامداری تنها شغل مردم ایل شکاک بود و زندگی آنها از این راه می‌گذشت، ولی امروز شماره دام‌های آنها به اندازه‌ای کم و اندک است که نمی‌توان شکاک را دامپرور دانست. هر کشاورز شکاک چند تایی هم گاو و گوسفند داردـ ‌آنهم برای نیازی که به فرآوردهای دامی از قبیل روغن ، کره، پنیر، ماست، و شیر دارند.

کشاوزران گوسفنددار چند تن یک چوپان می‌گیرند و گوسفندان خود را به صورت یک گله به او می‌سپارند. چوپان هفت ماه از سال (از اول بهار تا یک ماه از پاییز گذشته) گله را به چرا می‌برد. در بهار و تابستان را دوبار در روز ظهر و عصر می‌دوشند و در یک ماه پاییز یک بار.  با سرد شدن هوا و آمدن برف راه کوه و صحرا بر گوسفندان بسته می‌شود. در این مدت گوسفند را در جایگاه زمستانی‌اش (آغل) نگه می‌دارند و خوراک آنها در این چند ماه از علف‌هایی است که در بهار و تابستان از کوه و دشت کنده و گرد آورده‌اند. بعضی از گوسفندداران نیز برای خوراک زمستانی گوسفندانشان یونجه می‌کارند.

کشاورزی

امروزه اساس کار و زندگی شکاک بیشتر کشاورزی است و کمتر دامداری. محصولات عمده شکاک‌ها گندم، جو، توتون و سیب‌زمینی است. البته گندم بیش از همه و سیب‌زمینی کمتر از همه می‌کارند. گندم را هم برای فروش و هم برای مصرف خود می‌کارند. گندم به دو گونه دیمی و آبی کاشته می‌شود. بیشتر مزارع گندم به جهت کوهستانی بودن منطقه زندگیشان دیمی است سابقاً از هر دو نوع گندم همکار برداشت یک پنجم به مالک که سرپرستان طایفه‌ها و تیره‌ها می‌باشند داده می‌شد. این بهره مالکانه را «ده دو» می‌گفتند. این بهره برای زمینی است که مالک در اختیار کشاورز می‌گذاشت و کشاورز بابت آبی که از رودخانه یا چشمه به مزارع آبی می‌انداخت چیزی به مالک نمی‌داد.

 البته امروزه با رسیدن دامنه اصلاحات ارضی به آن مناطق، دهقانان مالک زمین‌هایی شده‌اند که در آنها کشت می‌کنند و از پرداخت«ده دو» بهره مالکانه آسوده شده‌اند.

مرد و زن شکاک

مرد شکاک معمولاً بلند است و کشیده. آرام است ورزیده و پر طاقت. مرد شکاک و اسب دو یار جدایی‌ناپذیر و مهربانند که در کوچ‌ها و سفر‌ها همدم و همرهند.

مرد شکاک همانگونه به زن و فرزند خود عشق می‌ورزد که به اسبش. سوارکاری و تیراندازی را خوب می‌داند و آن را از کودکی آموخته زیرا زندگی و کوچ و سرزمین کوهستانی آنها را چنین ترتیب می‌کند.

پرکار و پرتوان است و هرگز از کار روی گردان نیست. مرد شکاک با زن و فرزند و دوست و خویش مهربان و فداکار است. با دشمن خشن و کینه‌توز. مهمان‌دوست و مهمان‌نواز است.از مهمانان آشنا و بیگانه صمیمانه پذیرایی می کند.(شکل ۱۶). هرگز گرد نیرنگ و ریا نمی‌گردد. در گفتار و کردار صادق و صمیمی است و از حرف تا عمل فاصله‌ای نمی شناسد

طوایف منطقه

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد